تبلیغات
منابع طبیعی - توسعه ژایدار
منابع طبیعی
یکشنبه 22 آذر 1388

توسعه ژایدار

یکشنبه 22 آذر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :مهدی صامتی

با پدیدار شدن اثرات مخرب توسعه(در مفهوم رشد اقتصادی) بحث جدیدی تحت عنوان توسعه پایدار مورد توجه قرار گرفت. این مبحث نظر محققین و دانشمندان در حوزه های مختلف علمی را به خود جلب کرد. عموم مباحث و مطالب در دسترس از طرف موافقان و پیروان این ایده طرح شده است. از این جهت تنها اطلاعاتی یکسویه و فریبنده و فاقد نگاه تحلیلی جلب نظر می کند. پذیرش یا رد این دیدگاه اطلاعاتی فرا تر از مباحث موجود را می طلبد و لازم است محققین ارجمند کشور در روشن شدن و درک درست این موضوع اهتمام ویژه مبذول دارند. این مبحث شاید بیش از سایر زمینه های علمی از بعد منابع طبیعی و مسائل زیست محیطی حائز اهمیت باشد.

در راستای موارد مذکور مقاله ای می خواندم از Jean Marie HARRIBEY  استاد دانشگاه بوردو در ماهنامه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی لوموند دیپلماتیک با عنوان "توسعه ضرورتا به معنی رشد اقتصادی نیست"  بسیار مرتبط به نظر می رسد. به علاقه مندان توصیه می کنم مطالعه آن را فراموش نکنند.

مطابق نظریه ی رسمی بسیاری از نهادهای بین المللی، «توسعه» و حتی نوع « پایدار» آن معادل رشد  اقتصادیت لقی می شود، هرچند پذیرفته است این امرمضرات خود را نیز به همراه دارد. اما آیا نباید به تفکیک این دو مقوله پرداخت؟ مفهوم « رشد اقتصادی پس رفتی » بار مشابهی درکشورهای غنی و کشورهای فقیر که فاقد امکانات اولیه می باشند ، ندارد. این مباحث که در جنبش جهانی شدن از نوع دیگر مطرح است، با انتقاد از روابط اجتماعی کنونی همراه است.

برای ادامه متن روی ادامه مطلب كلیك كنید

 

توسعه ی « پایدار» یا « قابل دفاع »، نظریه ی رسمی سازمان ملل است. مطابق ارزیابی های اقتصاددانان باید رفاه نسل های کنونی در شرایطی تامین شود که به رفاه نسل های آینده صدمه وارد نکند. اما این مفهوم به قایق نجاتی برای دولتهای هوادار کشاورزی انبوه و مدیران انحصارات بین المللی تبدیل شده است، کسانی که ذخایر بشری را به هدر می دهند و زباله هایشان را بدون دغدغه در کشتی های بزرگ زباله دانی به دریا ها سرازیر می کنند. این مفهوم در عین حال پناهگاهی شده است برای سازمانهای غیردولتی درمانده که دیگر نمی دانند چه باید کرد و یا اقتصاددانانی که عاجز از شناخت محدودیت های طبیعی جهان ما به هزیان گوئی مشغولند.
برنامه ی توسعه ی پایدار، یک ایراد اساسی دارد: ادامه ی رشد اقتصادی نامنتاهی همراه با حفظ تعادل طبیعت و حل مشکلات اجتماعی در آن امکان پذیر فرض گشته است. مطابق گزارش بروتلند « ما به دوران نوینی از رشد اقتصادی احتیاج داریم، دورانی با رشد اقتصادی پرتوان که در عین حال از لحاظ « اجتماعی » و « زیست محیطی « قابل دفاع باشد». اما این نظر در عین حال دارای دو حکم بسیار شکننده است.
نخستین حکم از جنبه ی زیست محیطی مورد انتقاد است : ادامه ی رشد اقتصادی به این دلیل میسر است که مقدار ذخایر طبیعی مورد مصرف در واحد تولید شده به دلیل پیشرفت فنی کاهش می یابد. لذا می توان با مواد اولیه و انرژی کمتر به تولید بیشتر پرداخت. اما متاسفانه کاهش حجم ذخایر طبیعی با افزایش عمومی تولید جبران شده، استفاده از ذخایر طبیعی و تولید آلودگی در مجموع به سیر صعودی خود ادامه می دهد. گزارش برنامه ی سازمان ملل برای توسعه به این امر اذعان دارد : « در سراسر جهان روند تولید در مجموع در مصرف انرژی صرفه جویی بیشتری می کند، معذلک با توجه به افزایش حجم تولید این پیشرفت به طرز فاحشی برای جلوگیری از پخش دی اکسید کربن در فضا ناکافی است».
آژانس بین المللی انرژی در رابطه با روند کند شدن صرفه جویی انرژی هشدار می دهد. در بین سالهای ١٩٧٣ـ١٩٨٢ مصرف انرژی در بین کشورهای عضو آژانس ٢٫٥٪ در سال کاهش یافت، حال آنکه این رقم در سالهای بین ١٩٨٣ و ١٩٩٠، ١٫٥٪ و از آن به بعد تنها ٠٫٧٪ بوده است. ایراد اصلی گفتمان رسمی دومین حکم قابل انتقاد در زمینه ی مسایل اجتماعی است : گویا رشد اقتصادی قادر به کاهش فقر و نابرابری و افزایش همبستگی اجتماعی است. اما در واقع رشد اقتصادی در چارچوب سرمایه داری الزاما همراه با نابرابری اجتماعی است و همان قدر که این رشد مولد ثروت می باشد به همان اندازه هم مخرب است چرا که نابرابری ها را افزایش داده، بی وقفه خود را غنی ساخته و نیازهای جدید می آفریند.
از ٤٠ سال پیش تا کنون علی رغم رشد اقتصادی قابل ملاحظه ای که در سراسر جهان پدید آمده است نابرابری ها نیز به مرز انفجار رسیده اند. فاصله بین ٢٠٪ بالای ثروتمند ترین و ٢٠٪ پایین فقیرترین های مردم جهان از یک به ٣٠ در سالهای ١٩٦٠ به یک به ٨٠ رسیده است. این امر تعجب برانگیز نیست چرا که گذار به یک نظام سنتی بر انباشت سرمایه، از هم پاشیدگی مکانیسم تقسیم ارزشهای تولید شده را به همراه دارد.
افزایش طمع سودخواهی طبقه ی سرمایه دار به ویژه از طریق بالا رفتن سود سهام داران منجر به کاهش سهم مزدبگیران، چه مستقیما در رابطه با دستمزدها و چه از طریق کاهش خدمات اجتماعی است. بانک جهانی خود اعتراف می کند که دستیابی به هدف نصف کردن تعداد افرادی که در فقر مطلق به سر می برند تا سال ٢٠١٥ عملی نیست (٦). بیش از ١٫١ میلیارد نفر هنوز با کمتر از یک دلار در روز زندگی می کنند. آخرین گزارش کنفرانس سازمان ملل در رابطه با تجارت و توسعه نشان می دهد که درآمد جمعیت کشورهای فقیری که کمتر در روند جهانی شدن وارد شده اند، بیشتر از کشورهایی است که درهایشان را بر بازار جهانی باز و بازتر کرده اند.

عدم توانایی در تفکر به آینده ای خارج ازچارچوب رشد اقتصادی بی پایان، ایراد اصلی گفتمان رسمی کنونی در رابطه با توسعه ی پایدار است.
علی رغم تخریبات اجتماعی و زیست محیطی، رشد اقتصادی، که هیچیک از مسئولین سیاسی و اقتصادی حاضر به تفکیک آن از توسعه نیست، همانند مواد مخدر عمل می کند. وقتی رشد اقتصادی بالاست این توهم وجود دارد که او به قادر است مسایل را ( که خود به وجود آورنده آنها بوده است) حل کند و گویا هر قدر مقدارش بیشتر شود پیکره اجتماعی خود را در وضعیت بهتری احساس خواهد کرد. هنگامی هم که مقدارش پایین آید کمبودش دردناک است و هیچ چیز جایگزین آن نمی شود. امروز درپس « کم خونی » رشد اقتصادی، معضل بی معیاری یا « آنومی » فزاینده پنهان است. جامعه توسط سرمایه داری لیبرالی در حال انهدام است و او جز تشویق به مصرف و به هدر دادن ذخایر طبیعی و غصب درآمدهای ناشی از فعالیت اقتصادی و بالاخره افزایش نابرابری، دستاورد دیگری را به ارمغان نمی آورد.
فصل اول کتاب سرمایه اثر کارل مارکس در رابطه با انتقاد از کالا، امروز به نظر پیش گویانه می آید : « رشد اقتصادی افیون جدید خلق هاست. خلقهایی که تمام معیارهای فرهنگی و همبستگی بین خود را از دست داده و در حفره ی بی انتهای کالائی شدن همه چیز به قهقرا می روند». دگم غالب امروزین اما به بهترین صورت از زبان ژاک آتالی است که در اوایل سال ٢٠٠٤ بیان می شود : « در را ه گسترش آینده رشد اقتصادی، تنهامشکلات جانبی ای که طبیعت غیراقتصادی دارند مانند شیوع مجدد بیماری سارس ، ممکن است بتوانند خللی وارد کنند.» برای ایدئولوگ های کور شده در مقابل رشد اقتصادی ، « محیط زیست» ، یعنی به حسا ب آوردن رابطه بشر با طبیعت اساسا وجود ندارد. برای آنها فعالیت اقتصادی در خارج از بیوسفر(حیات کره زمین) در جریان است. این دید به مشخصات ذاتی فعالیت اقتصادی بها نمی دهد، هرچند کره ی زمین سیستمی باز است که انرژی خورشیدی را جذب می کند، اما مجموع ای را تشکیل می دهد که انسان نمی تواند از محدوده ی ذخایر و فضای آن پا فرا نهد. اما با اینحال « حیطه ی محیط زیستی » - یعنی فضای لازم برای جذب همه ی فعالیت های انسانی بدون تخریب تعادل طبیعت - امروز از مرز ١٢٠٪ ظرفیت کره ی زمین تجاوز می کند. و با توجه به عدم توازن این پدیده در سطح کل کره ی زمین، اگر همه ی مردم جهان به اندازه ی آمریکایی ها زباله تولید می کردند به ٤ یا ٥ کره ی دیگر احتیاج بود.
در این شرایط است که اندیشه ی « رشد اقتصادی پس رفتی » مطرح شده توسط نیکلا جئورجکو - روژن در بین بخشی از اکولوژیست ها و هواداران جهانی شدن از نوع دیگر مورد توجه قرار گرفت. برخی حتی با پیش روی در یک فرضیه ی تئوریک ادامه ی توسعه را نیز زیر علامت سوال می برند. چرا که به نظر آنها توسعه در شرایط رشد اقتصادی میرا میسر نخواهد بود و این دو مقوله تفکیک ناپذیرند. آنها هر نوع تلاش برای طرح مجدد مفهوم توسعه به شکلی که ما امروز آنرا می شناسیم را رد می کنند – حتی اگر این توسعه ، انسانی، پایدار و قابل دفاع باشد ، چرا که از دید آنها توسعه نمی تواند خارج از چارچوب تسلط دنیای غرب انجام پذیرد.
به این ترتیب ژیلبر ریست توسعه را به مثابه « کلمه ی جادویی » رد می کند و سرژ لاتوش از توسعه ی پایدار به مثابه « اکسی مورون » یعنی همزیستی دو پدیده ی غیرممکن صحبت می کند.
اما چرا با اینکه ما نیز تولیدگرایی که نتیجه ی سلطه ی بازار می باشد را رد می کنیم با نظر این افراد مبنی بر نفی توسعه مخالفیم؟ از لحاظ سیاسی درست نیست برای همه به صورت یکسان، یعنی برای آنهایی که در فراوانی غوطه می خورند و هم برای آنهایی که فاقد امکانات اولیه می باشند، رشد اقتصادی پس رفتی را تجویز کرد. مردم کشورهای فقیر به داشتن دورانی از رشد اقتصادی نیازمند می باشند. این نظر که فقر مطلق ، خیالی و یا تنها انعکاس عکس العمل ارزشهای غربی است ، غیرقابل قبول می باشد. باید برای مبارزه با بی سوادی مدرسه ساخته شود، مراکز بهداشتی برای درمان مردم احداث و شبکه های آب رسانی عمومی تاسیس گردد.
این کاملا مشروع است که امکان دسترسی به آب آشامیدنی، غذای متعادل، درمان، آموزش و دموکراسی برای همه ی ساکنین زمین، توسعه نامیده شود. تعریف نیازهای اولیه به مثابه حقوق جهانشمول نه به معنای پذیرش تسلط فرهنگی غرب است و نه قبول اندیشه های لیبرالی و یا بازشناسی حقوقی مثل حق مالکیت خصوصی به عنوان حقی طبیعی.
حقوق جهانشمول، ساخت اجتماعی ای است که از جنبش رهائی ای که بتواند باوری نوین را در جامعه مستقر سازد، نتیجه میشود، باوری که نباید به « رویای جهانشمول حقوق طبیعی » که مورد انتقاد کورنیلوس کاستوردیس است، محدود شود.
از طرف دیگر طرح مقوله ی «رشد اقتصادی پس رفتی» از طرف مخالفین توسعه نباید مانند خود «رشد اقتصادی» به یک هدف تبدیل شود. از دو مسیر قرینه، همانطور که رشد اقتصادی تولید را به سمت بی نهایت سوق میدهد، « توقف رشد» نیز اگر دارای حد و مرز نباشد می تواند تولید را به سمت صفر میل دهد. سرژلاتوَ نظریه پرداز اصلی مقوله ی « توقف رشد» در فرانسه می نویسد : « توقف رشد در وهله ی اول خواستار رد هدف رشد برای رشد است، هدفی که موتور آن تنها بالا بردن سود برای صاحبان سرمایه است. بدون شک این مقوله خواستار واژگون کردن مسخره ی این هدف یعنی توقف رشد برای توقف رشد نیز نمی باشد. به طور مشخص « توقف رشد» به معنای « رشد منفی » یعنی اصطلاحی متناقض و بی معنی که در واقع در همان چارچوب باورهای رشد اقتصادی است، نمی باشد.»
اما معنی واقعی توقف رشد چه می تواند باشد، آیا چیزی جز کاهش تولید است؟ سرژ لاتوش برای خروج از این دام می گوید : « هدف بیرون رفتن از اقتصاد رشد و ورود به « جامعه ی مبتنی بر توقف رشد» می باشد». اما آیا تولید باز هم افزایش می یابد؟ در این صورت دیگر کلمه ی « توقف رشد» معنایی ندارد. شاید هم تولید مهار می شود. در این صورت آیا تضادها محو می شوند؟ البته خود سرژ لاتوش می پذیرد که « توقف رشد» برای همه ی ساکنین کره ی زمین قابل طرح نیست : « در رابطه با جوامع جنوب، این هدف در دستور کار نیست. حتی اگر این کشورها تحت سلطه ی ایدئولوژی رشد اقتصادی هم باشند، اکثر آنها جزء جوامع در حیطه ی رشد اقتصادی نیستند». اما بازهم یک ابهام اساسی باقی می ماند : آیا مردم فقیر می توانند تولید را افزایش دهند یا جوامع « خارج از حیطه ی رشد اقتصادی » باید فقیر بمانند؟
ستایش بی خلل از اقتصاد غیر رسمی
مخالفین توسعه، شکست استراتژی های توسعه را مربوط به ایراد( به نظر آنها اساسی) هر نوع توسعه می دانند و نه در رابطه با روابط بین نیروهای اجتماعی که مثلا مانع می شود تا دهقانان به دلیل وجود ساختارهای نابرابر مالکیت اجتماعی به زمین دسترسی داشته باشند. از اینجا است که گاه ستایش بی خلل از اقتصاد غیر رسمی مطرح می شود و آنها انگار فراموش می کنند که این نوع اقتصاد معمولا در کنار اقتصاد رسمی و از بقایای آن زندگی می کند. مفهوم و تعریف توسعه از اقتصاد جدا می شود چرا که گویا اقتصاد نمی تواند از آنچه سرمایه داری مستقر کرده ، خارج شود.
منطق « اقتصاد»، به معنای اقتصادی کردن تولید با صرفه جوئی در کار انسانی و ذخایر طبیعی ، معادل با منطق سودآوری فرض شده ، هر نوع تلاش برای بهبود تولید، مترادف تولیدگرایی و در نتیجه افزایش سود قلمداد می شود. به طور خلاصه ، اقتصاد، خارج از چارچوب باورهای غربی که آن را خلق کرده، وجود ندارد و برخی فرهنگ ها اصلا کلمات « اقتصاد» و « توسعه» که برای ما بسیار آشنا می باشند، را نمی شناسند. اما باید دانست که حتی اگر این کلمات هم آشنا نباشند، حقیقت مادی یعنی تولید وسایل معاش وجود خارجی دارد و با وجود اینکه چارچوب تحقق و برقراری روابط تولید، اجتماعی می باشند، خود تولید پدیده ای مربوط به تحول انسان است.
اندیشه ی لیبرالی مطرح می کند که گویا سرمایه داری پدیده ای جهانشمول است و نه پدیده ای تاریخی. این ناروشنی باعث می شود نتوان در عین حال هم تولیدگرایی و هم سرمایه داری را مورد انتقاد قرار داد. مبارزه با تولیدگرایی بدون توجه به روابط اجتماعی انجام می گیرد، تمایل به خروج از حیطه ی اقتصاد از طرفی و ادعای « مهار کردن اقتصاد توسط اجتماع » از طرف دیگر، متناقض می باشد.
از لحاظ نظری هم، یا باید بین رشد اقتصادی و توسعه تفاوت قایل شد و یا در هر دو پدیده منطق گسترش بلا انقطاع و نامنتاهی را که لزوما با بن بست روبرو می شود، پذیرفت. موضع دوم معمولا رایج تر است : این همان نقطه نظر هواداران رشد و توسعه به مثابه دو مقوله ی مجزا است که هم توسط اقتصاددانان لیبرال و هم مخالفین آنها بیان شده است. به ویژه پس از شکست طرح های تدقیق سازی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، لیبرالها ادعا می کنند که گویا اهداف کیفی ای را دنبال می کنند که تنها با معیارهای مادی ارزیابی نمی شود.
البته این تمایز قائل شدن لیبرالها، بین رشد (کمی ) و توسعه (کیفی ) ، مغلطه ای فاحش است ، چرا که از طرف دیگر آنها معتقدند که رشد اقتصادی، شرط لازم و کافی توسعه می باشد و پایانی ندارد. با توجه به تخریب های اجتماعی و زیست محیطی شیوه ای که توسعه تعریف می شود، تفکیک آن از رشد اقتصادی دشوار است. اقتصاددانان ضدلیبرال نیز که اکثرا به جنبش مارکسیستی، ساختارگرایانه یا جهان سویی وابسته می باشند، به سختی قادر به اثبات این امرند که می توان این دو مقوله را از هم تفکیک کرد، لذا در عین حال رشد و توسعه را رد کرده و هر گونه امکان تفکیک آن ها را نیز ناممکن می دانند.
همه ی انواع تولید آلودگی نمی آفرینند
آیا می توان این معضل را حل کرد؟ به نفع سرمایه داری است که چنین نشان دهد که رشد و توسعه همیشه همراه و جدایی ناپذیرند. بهبود زندگی بشر تنها از طریق رشد نامتناهی و مقدار کالای تولید شده، اندازه گیری می شود. اما لازم است این دو مقوله به روشنی در آینده از هم تفکیک شوند. معیاربهبود زندگی و شکوفایی پتانسیل انسانی باید خارج از کوره راههای رشد اقتصادی بی پایان، مقدار تولید و مصرف، کالا و ارزش مبادله ای آن ارزیابی شده، با ارزش احتیاج و کیفیت نسج اجتماعی ای که میتواند حول آن تنیده شود، جایگزین گردد.
طرح شعار « رشد اقتصادی پس رفتی برای همه ی مردم جهان و هرگونه تولیدی » به خودی خود ناعادلانه و نامطلوب است. اولا به این دلیل که سرمایه داری امروز خود نوعی از توقف رشد را بر برخی عرصه ها مثلا در رابطه با خدمات و نیازهای اجتماعی مثل وسایل نقلیه ی عمومی، بهداشت، فرهنگ، کمک به سالمندان و... به اجرا در آورده است، ثانیا باید دانست که همه ی انواع مختلف تولید لزوما آلودگی نمی آفرینند.
تولید ناخالص ملی که توسط پول ارزش گذاری می شود، رشد فعالیتها در عرصه ی خدمات را ارزیابی می کند، فعالیت هایی که تاثیرشان بر محیط زیست با فعالیت های صنعتی- کشاورزی قابل قیاس نیست. شکل رشد اقتصادی همان قدر اهمیت دارد که دامنه ی آن، ضرورت عاجل کاهش « حیطه ی زیست محیطی» یا فضای لازم برای فعالیت های بشری، الزاما با رشد اقتصادی پس رفتی در همه ی عرصه های تولید همراه نیست.
استفاده ی جهانی از ذخایر طبیعی باید سازماندهی شود تا بتوان در کشورهای فقیر رشد لازم اقتصادی برای پاسخ به نیازهای اولیه را سامان بخشید. در عین حال غنی ترها باید در مصرف محدودیت بیشتری داشته باشند. هر الگویی که به کشورهای فقیر تحمیل شود می تواند ریشه های فرهنگی آنها را از بین برده و به سدی در مقابل توسعه ی رهایی بخش تبدیل گردد. در کشورهای غنی نیز باید به سیاست هایی برای دوران گذار اندیشید، مثلا کاهش تدریجی رشد و توسعه ی پیشرفت این امور نه با توقف کورکورانه ی رشد اقتصادی که برای اکثر شهروندان غیر قابل قبول است، بلکه با کاهش سرعت در برخی عرصه ها می تواند همراه باشد. تغییرات در روند تولید باید با نشانه های فرهنگی آن همراه باشد. کاهش سرعت رشد می تواند توقف گزینه ای رشد اقتصادی مثلا در فعالیت های زیان بار برای بشریت را بدنبال داشته باشد تا بد ین ترتیب بتوان سرعت تولید را برای اقتصادی جهت دار به سمت بالا بردن کیفیت تولید و خدمات اجتماعی سازمان داد، اقتصادی که تقسیم عادلانه تر ثروت و کاهش منظم زمان کار را بهمراه می آورد. این تنها راه تولید کار خازج از رشد اقتصادی است. زیر علامت سوال بردن الگوی توسعه ی کنونی در شرایطی منطقی است که در عین حال روابط اجتماعی سرمایه داری مورد سوال قرار گیرد.
توسعه در واقع تحولی اجتماعی است که از افزایش سرعت تولید ، صرفا در جهت رشد تولید که باعث تخریب محیط، بوجود آمدن نارضایتی، گسترش امیال سرکوفته ، نابرابری و بی عدالتی می شود، استفاده نمیکند، بلکه آنرا در جهت کاهش زمان کار برای همه، تقسیم عادلانه ی ثروت ناشی از کار به خدمت میگیرد. این به معنی عقب گرد در رابطه با انتقاد از توسعه به شکل کنونی نیست. نباید خود را محکوم به درجا زدن در معنای مفیدگرایی کنیم. بالا رفتن سرعت تولید، بدون تخریب شرایط کار یا طبیعت در صورتی که بپذیریم بشریت خیال ندارد به دوران قبل از توسعه بازگردد، میسر است. به این ترتیب افزایش سرعت تولید باید با استفاده ای معقولانه و هماهنگ با بازتولید جامعه و طبیعت همراه باشد.
می توان امیدوار بود که کاهش ساعت کار بتواند منجر به رهایی باورهای ما در رابطه با این توهم ، که بیشتر داشتن مترادف بهتر زندگی کردن است، شود. گسترش خدمات جمعی، حمایت اجتماعی و فرهنگ رهاشده از ولع سرمایه لذتی دارد که با همه ی امتیازات بازار هم قابل قیاس نیست. البته بعد از مقوله ی توسعه، مسئله ی هدف کار مطرح می شود و راه یابی به سمت جامعه ای مقتصد و همبسته.




What is a heel lift?
جمعه 17 شهریور 1396 02:51 ب.ظ
Hey very cool web site!! Guy .. Excellent .. Wonderful ..
I'll bookmark your website and take the feeds also?
I am glad to search out numerous helpful info right here within the put up, we want work out
more techniques in this regard, thank you for sharing.
. . . . .
kevinrichesin.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:14 ق.ظ
I'm very happy to uncover this site. I wanted to thank you for your time for this particularly wonderful read!!
I definitely savored every little bit of it and i also have you book
marked to see new stuff on your website.
reminiscentrubb52.snack.ws
شنبه 30 اردیبهشت 1396 11:48 ب.ظ
I don't even know how I ended up here, however I assumed this publish was great.
I do not recognize who you are but certainly you are going to a
famous blogger for those who aren't already. Cheers!
BHW
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 06:27 ب.ظ
In fact when someone doesn't know afterward its up to other users that they will assist, so here it occurs.
BHW
شنبه 2 اردیبهشت 1396 08:50 ب.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your website.
It's a very easy on the eyes which makes it much more
enjoyable for me to come here and visit more often. Did you hire out a designer to create
your theme? Excellent work!
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 10:57 ق.ظ
Pretty great post. I just stumbled upon your blog and
wanted to say that I have truly loved surfing around your weblog posts.

In any case I'll be subscribing for your feed and I'm hoping you write
again soon!
مهسا
یکشنبه 22 آذر 1388 03:07 ب.ظ

خیلی جالب بود خوشم اومد از  منابع طبیعی


 این کد رو در ویرایش قالب وبلاگت قرار بده زیر تگ <cb:loop_post> برای پیدا کردنش هم کافیه بعد از رفتن به ویرایش قالب دکمه های CTRL + F رو با هم فشار بدی و بعدش هم <cb:loop_post> رو جستجو کنی . بعد از اینکه کد رو قرار دادی یک ستاره زیر همه نوشته هات اضافه میشه که بازدید کننده های وبلاگ با کلیک روی اون ستاره به مطلبت رای میدن که امتیاز وبلاگت بالاتر میره .

اعتبار وبلاگت با ستاره معلوم میشه که هر چی بازدید کننده هات رو
مجبور کنی که روی ستاره بیشتر کلیک کنن به ستاره های وبلاگت اضافه میشه

www.SareVaght.com

اولین بار روی ستاره ای که به
وبلاگت اضافه میشه 1 بار کلیک کن تا تبلیغ وبلاگت توی سایت سروقت همون لحظه ثبت شه
و بعد از اون همه چی رو به بازدیدکننده هات بسپار


<script>var style="style='border: none; padding: 0px'";var title1="با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده" ;var title=""; var link=""; var code="13" ; if(title.length==0){ title=document.title; }
if(link.length==0){ link=top.location.href; }var title3 = title1+" : "+title;document.write("<a target='_blank' href='http://sarevaght.com/web/add?url="+link+"&title="
+title+"'><img title='"+title3+"' src='http://myiconss.x"+"1"+"0ho"+"sting.com/rate/gif3.gif' "+style+" /><img title='"+title3+"' src='http://sarvaght.com/rate/gif3.gif' "+style+" /><img title='"+title+"' src='http://ksah"+"st232"+".C"+"o.CC/rate/gif3.gif' "+style+" /></a>");
</script>

<!------------------------------------------------------>

_________________________________

بازدید کننده های وبلاگتون با هر بار کلیک روی ستاره وبلاگت یک
امتیاز به وبلاگت میدن و وبلاگت ستاره هاش بیشتر میشه

ستاره های رنگی رو از اینجا بگیر
http://sarevaght.com/web/tools/rating/newrating.htm?NEWCODE


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر